










آيه دومي که در بحث تلقيح نطفه اجنبي در رحم اجنبيه به آن استدلال شده است، آيه 5 سوره مؤمنون است «والّذين هم لفروجهم حافظون الا علي أزواجهم أو ما ملکت ايمانهم فانهم غير ملومين فمن ابتغيٰ وراء ذلک فأولئک هم العادون». نکاتي راجع به اين آيه در بحث گذشته عرض کرديم و در اشکال دوم به استدلال به اين آيه گفتيم که چون رواياتي داريم که آن روايات دال بر اين است که هر جا در قرآن حفظ الفرج آمده است مقصود زنا است، الاّ در آيه 31 سوره نور که «قل للمؤمنان يغضضن من أبصارهن ويحفظن فروجهن» که روايات مي گويد فقط در اين آيه مقصود از حفظ الفرج نگاه است، يعني زنها نبايد بگذارند ديگران به فروج آنها نگاه کنند، گفتيم که اگر اين روايات باشد که هست و در چند کتاب روايي هم نقل شده است اگر فقيهي بخواهد به اين آيه «والّذين هم لفروجهم حافظون» استدلال کند مي گوييم اين استدلال درست نيست، براي اينکه اين آيه در مقام بيان حرمت زنا است «والذين هم لفروجهم حافظون» يعني مرداني که آميزش نمي کنند مگر نسبت به ازواج و ملک يمينشان و ديگر نمي شود به آيه در ما نحن فيه استدلال کرد.
و گفتيم که مدعي حرمت تلقيح مي تواند در اين آيه شريفه، هم به صدرش استدلال کند و هم به ذيل آن، و در جلسه گذشته فرقي را هم ذکر کرديم و گفتيم اگر بخواهيم به صدر آيه استدلال کنيم بايد اين حذف المتعلق يفيد العموم را ضميمه استدلال کنيم ولي اگر بخواهيم به ذيل آيه تمسک کنيم نيازي به ضميمه اين قاعده ندارد.
اين ذيل آيه «فمن ابتغيٰ وراء ذلک» که ذلک به صدر آيه مي خورد و ذلک يعني مردان فقط نسبت به ازواج خودشان يا ملک يمين آميزش مي کنند، اگر کسي غير از اين عمل کرد فاولئک هم العادون (اينها تجاوزکارند).
نتيجه اين مي شود که ما اگر بخواهيم ذيل آيه شريفه را با توجه به صدر آيه معنا کنيم و صدر آيه هم مربوط به زنا است ذيل آيه معناي محدودي پيدا مي کند.
اما – در آن جلسه گفتم که در ذهن بنده است که روايتي در باب استمناء وجود دارد که بنده روايت را پيدا کردم – در باب حرمت استمناء که يک مطلبي است که تقريباً اتّفاقي است – البته در ميان فقهاء داشتيم که گفته اند استمناء اختياراً جايز است اما نود درصد فقهاء استمناء را حرام مي دانند بلکه از گناهان کبيره هم مي دانند – وقتي به استمناء مي رسند بحث در اين است که دليل بر حرمت استمناء چيست؟
دليل روايي، آن روايتي بود که در بحث هاي گذشته خوانديم که «کل ما أنزل رجل من مائه من هذا وشبهه فهو زنا» از امام سؤال کرده بود که «الرجل ينکح البهيمة» مردي با بهيمه اي وطي مي کند «او يدلک» - که ديگر ندارد او يدلک البهيمة – آيا جايز است يا نه؟ که هم در ينکح البهيمة و هم در دلک انزال ماء است و امام در جواب فرمود «کل ما انزل رجل من مائه من هذا وشبهه فهو زنيً» اگر مرد ماء خود را انزال کند از طريق نکاح بهيمة و دلک و شبيه اينها آن هم زناست، که ما «فهو زني» را معنا کرديم يعني چه؟
اما در روايتي وارد شده که يکي از اصحاب امام صادق (ع) از حضرت سؤال کرد که «بيّن لي من القرآن»، براي حرام بودن استمناء، از قرآن براي ما دليل بياوريد. حضرت به همين ذيل آيه تمسک مي کند. «فمن ابتغيٰ وراء ذلک فاولئک هم العادون» اين روايت در ج 28، وسائل الشيعه چاپ آل البيت، کتاب الحدود، ص 364، باب سوم از ابواب نکاح بهائم، حديث چهارم «احمد بن محمد بن عيسي في نوادره – يعني کتابهاي روايي که رواياتي را که در کتاب روايي ديگر نيست جمع کرده، تفسيرهاي ديگري هم براي نوادر وجود دارد – عن أبيه قال سئل الصادق (ع) عن الخضخضة – خضخضة همين استمناء است، حضرت فرمود گناه بزرگي است – قد نهي الله عنه في کتابه – خداوند در قرآن نهي کرده است – وفاعله کناکح نفسه – و فاعلش مثل کسي است که با خودش وطي کند – ولو علمت بما يفعله ما أکلت معه – اگر بداني آنچه را که او انجام مي دهد حقيقتش چيست با او سر سفره غذا نمي نشستي – فقال السائل فبيّن لي يابن رسول الله من کتاب الله فيه، فقال قول الله عزّ وجل فمن ابتغيٰ وراء ذلک فاولئک هم العادون» ذيل آيه دلالت بر اين دارد که مرد از نظر حفظ الفرج فقط مي تواند با حليله خود ارتباط داشته باشد و در رابطه با حليله خودش اگر انزالي از او صادر شد اين مانعي ندارد، اما ما وراء ذلک، يعني اگر يک مردي با زن اجنبيه يا با بهيمه يا مردي خودش به تنهايي بخواهد استمناء کند، امام مي فرمايد «فمن ابتغيٰ وراء ذلک فاولئک هم العادون وهو مما وراء ذلک» يعني اين استمناء يعني از مصاديق وراء ذلک است.
در ادامه دارد: «فقال الرجل ايما اکبر الزنا او هي – از امام سؤال کرد که آيا زنا بدتر است يا خضخضة – فقال هو ذنب عظيم – اين استمناء گناه عظيمي است – قد قال القائل بعض الذنب أهون من بعض – امام فرمودند بعضي مي گويند که گناهي از گناه ديگر کوچکتر است «والذنوب کلها عظيم عند الله» گناه همه اش بزرگ است. اين بحثي است که در مباحث عدالت مطرح مي شود که آيا مي توانيم گناهان را به دو بخش کبيره و صغيره تقسيم کنيم. برخي گفته اند تمامي گناهان گناه کبيره است. هر ذنبي، ذنب عظيم است، اين روايت هم مؤيد آن است «الذنوب کلها عظيم عند الله لانّها معاصي وان الله لا يحب من العباد العصيان» خداوند هم عصيان را دوست ندارد - .
شاهد ما صدر روايت است که در اين روايت امام به «فمن ابتغيٰ وراء ذلک» براي حرمت استمناء استدلال کرده است. آيا ما مي توانيم از «فمن ابتغيٰ وراء ذلک» حرمت لواط را هم استفاده کنيم ولو در حرمت لواط انزال هم نباشد؟ اگر کل آيه را روي قاعده اشتراک گفتيم اين «الذين هم لفروجهم حافظون» اختصاص به رجال ندارد و در مورد نساء هم مطرح مي شود، آيا مي توانيم بگوييم مساحقه را هم شامل مي شود؟ که ممکن است کسي استفاده کند که با توجه به اين ذيل آيه، زنا، لواط، تفخيذ، استمناء، لمس نامحرم و نگاه مي شود مصداق براي فمن ابتغيٰ وراء ذلک، و تا جايي که بگوييم شامل اجاره رحم هم بشود – اجاره رحم اين است که نطفه زوج را با تخمک زوجه شرعي خودش تلقيح مي کنند، منتهي چون رحم اين زن قابليت تحمل را ندارد، اين نطفه ترکيب شده را داخل در رحم ديگري قرار مي دهند و رحم ديگري را اجاره و عاريه مي کنند. براي اين کار – قد يقال بر اينکه ذيل آيه مي گويد تمام اينها اشکال دارد، مي گويد اگر زن اجازه داد که نطفه اجنبي در رحم او قرار داده شود مي شود فمن ابتغيٰ وراء ذلک. آن طرف قضيه، مردي انزال کرده و رفته و ماء را در اختيار مرکزي قرار داده، اين را در رحم اجنبيه قرار داده اند، نمي توانيم بگوييم ابتغيٰ وراء ذلک شامل مرد مي شود، اما اگر گفتيم آيه اختصاص به رجال ندارد و شامل نساء هم مي شود و در مورد نساء بگوييم حافظون، ابتغيٰ وراء ذلک يعني اجازه دهد نطفه غير در رحم او قرار داده شود و نتيجه اين مي شود که اين کار حرام است و جايز نيست.
به نظر ما ذيل آيه با توجه به استدلالي که امام به آن کرده است بسيار محکم است. و مي توان به آن استدلال کرد.
دو آيه ديگر هم براي اين مدعا وجود دارد که ببينيم که آن دو آيه هم دلالتش تام است يا نه؟