صفحه اصلى
  زندگى نامه
  تاليفات
  دروس
  پيام ها
  مصاحبه ها
  سخنرانى ها
  ديدارها
  آلبوم تصاوير
  خاطرات
  سولات برگزيده
  پايگاه هاى مرتبط
  مناسبتها
  قرآن و احاديث
  روضه های دفتر
  ارتباط با ما

فضيلت شب نيمه شعبان

نيمه شعبان در اذهان شيعيان و محبّان اهل‌بيت عليهم‏السّلام، به عنوان روز ميلاد نجات بخش موعود معنا و مفهوم مى‏يابد. روز ميلاد بزرگ مردى كه انسانيت، ظهور او را به انتظار نشسته و عدالت براى پاى‏بوس قدمش لحظه‏شمارى مى‏كند.

نيمه شعبان اگر چه شرافتش را وامدار مولود خجسته‏اى است كه در اين روز زمين را با قدوم خويش متبرّك ساخته است، اما همه عظمت آن در اين خلاصه نشده و در تقويم عبادى اهل ايمان نيز از جايگاه و مرتبه والايى برخوردار است.

در رواياتى كه از طريق شيعه و اهل تسنّن نقل شده فضيلت‌هاى بسيارى براى عبادت و راز و نياز در شب و روز خجسته نيمه شعبان بر شمرده شده است و اين خود تمثيل زيبايى است از اين موضوع كه براى رسيدن به صبح وصال موعود بايد شب وصل با خدا را پشت سر گذاشت، و تا زمانى كه منتظر، عمر خويش را در طريق كسب صلاح طى نكند نمى‏تواند شاهد ظهور مصلح موعود باشد.

با توجه به اهميّت فراوانى كه روايات به شب نيمه شعبان داده شده و حتّى آن را هم پايه شب قدر شمرده‏اند، در اين مجال برخى از روايت‌هايى را كه در بيان مقام و منزلت اين شب روحانى وارد شده‏اند مورد بررسى قرار مى‏دهيم. باشد تا خداوند ما را به عظمت اين شب مقدس واقف گرداند و توفيق بهره‏بردارى از بركات آن را عطا فرمايد:

از پيامبر اكرم صلّى ‏الله‏ عليه ‏و آله در اين زمينه روايت‌هاى بسيارى نقل شده كه يكى از آنها به اين شرح است:

شب نيمه شعبان در خواب بودم كه جبرييل به بالين من آمد و گفت: اى محمد! چگونه در اين شب خوابيده‏اى؟ پرسيدم: اى جبرييل! مگر امشب چه شبى است؟ گفت: شب نيمه شعبان است. برخيز اى محمّد! پس مرا از جايم بلند كرد و به سوى بقيع برد، در آن حال گفت: سرت را بلند كن! امشب درهاى آسمان گشوده مى‏شوند، درهاى رحمت باز مى‏گردند و همه درهاى خوشنودى، آمرزش، بخشش، بازگشت، روزى، نيكى و بخشايش نيز گشوده مى‏شوند. خداوند در اين شب به تعداد موها و پشم‌هاى چهارپايان (بندگانش را از آتش جهنم) آزاد مى‏كند. امشب خداوند زمان‌هاى مرگ را ثبت و روزي‌هاى يك سال را تقسيم مى‏كند و همه آنچه را كه در طول سال واقع مى‏شود نازل مى‏سازد. اى محمد! هر كس امشب را با منزّه داشتن خداوند (تسبيح)، ذكر يگانگى او (تهليل)، ياد بزرگى او (تكبير)، راز و نياز با او (دعا)، نماز، خواندن قرآن، نمازهاى مستحب (تطوع) و آمرزش خواهى (استغفار) صبح كند، بهشت جايگاه و منزل او خواهد بود و خداوند همه آنچه را كه پيش از اين انجام داده و يا بعد از اين انجام مى‏دهد، خواهد بخشيد... .(1)

يكى از همسران پيامبر اكرم صلّى ‏الله ‏عليه ‏و آله حالات ايشان را در شب نيمه شعبان چنين بيان مى‏كند:

در يكى از شب‌ها ناگهان متوجه شدم كه پيامبر خدا بستر خود را ترك كرده است، به جستجوى ايشان پرداختم، امّا به ناگاه ديدم كه حضرتش مانند جامه‏اى كه بر زمين افتاده باشد به سجده رفته و چنين راز و نياز مى‏كند:

«أصبحت إليك فقيرا خائفا مستجيرا فلا تبدّل اسمى و لا تغيِّر جسمى و لا تجهد بلائى و اغفرلى»؛

به سوى تو آمدم در حالى كه تهيدست، ترسان و پناه جويم، پس نام برمگردان، جسم مرا تغيير مده، گرفتاريم را افزون مساز و از من در گذر.

آنگاه سر خود را بلند كرد و بار ديگر به سجده رفت و در آن حال شنيدم كه مى‏فرمود:

«سجد لك سوادى و خيالى و امن بك فؤادى هذه يداى بما جنيت على نفسى يا عظيم ترجى لكلّ عظيم إغفرلى ذنبى العظيم فإنّه لايغفر العظيم إلّا العظيم»؛ سراپاى وجودم براى تو سجده كرده و قلبم به تو ايمان آورده است؛ اين دو دست من با همه جنايتى كه بر خود روا داشته‏ام، پس از بزرگى كه براى هر كار بزرگى اميدها به سوى تو است؛ از گناهان بزرگ من درگذر، چرا كه از گناهان بزرگ در نمى‏گذرد مگر پروردگار بزرگ.

بعد از اداى اين كلمات سر خود را بلند كرده و براى سومين بار به سجده رفت و اين جملات را بر زبان جارى ساخت:

«أعوذ برضاك من سخطك و أعوذ بمعافاتك من عقوبتك و أعوذ بك منك أنت كما اثنيت على نفسك و فوق ما يقول القائلون»؛ از خشم تو به خشنوديت پناه مى‏برم، از كيفر تو به بخشش تو پناهنده مى‏شود و از تو به سوى خودت پناه مى‏جويم، تو همان گونه‏اى كه خود توصيف كرده‏اى و بالاتر از آنى كه گويندگان مى‏گويند.

لحظاتى ديگر سر از سجده برداشت و دوباره به سجده رفت و در حالى كه مى‏فرمود:

الّلهمّ إنّى أعوذ بنور وجهك الذى أشرقت له السموات و الأرض و قشّعت به الظلمات و صلح به أمر الأوّلين و الآخرين أن يحلّ علىّ غضبك أو ينزّل علىّ سخطك أعوذ بك من زوال نعمتك و فجاة نقمتك و تحويل عافيتك و جميع سخطك، لك العتبى فى استطعت و لاحول و لاقوة إلّا بك»؛ خدايا به نور وجه تو كه آسمان‌ها و زمين از آن روشن شده، تاريكي‌ها با آن از بين رفته و كار پيشينيان و آيندگان با آن اصلاح شده است پناه مى‏برم، از اين كه به خشم تو گرفتار شوم و يا دشمنى تو بر من نازل شود. پناه مى‏برم به تو از زوال نعمتت، نزول ناگهانى عذابت، دگرگونى سلامتى‏ات و همه آنچه كه خشم تو را در پى دارد. خشنودى نسبت به آنچه من در توان دارم از آن توست و هيچ حركت و نيروى نيست مگر به سبب تو.

چون اين حال را از پيامبر ديدم او را رها كردم و شتابان به طرف خانه حركت كرد. نفس‏نفس زنان به خانه رسيدم. وقتى پيامبر به خانه برگشتند و حال مرا ديدند گفتند: چه شده است كه اين چنين به نفس‏نفس افتاده‏اى؟

گفتم: اى رسول خدا من به دنبال شما آمده بودم، پس فرمود:

آيا مى‏دانى امشب چه شبى است؟! امشب شب نيمه سعبان است. در اين شب اعمال ثبت مى‏گردند، روزي‌ها قسمت مى‏شوند، زمان‌هاى مرگ نوشته مى‏شوند و خدواند تعالى همه را مى‏بخشد مگر آنكه به خدا شرك ورزيده يا به قمار نشسته است. يا قطع رحم كرده يا بر خوردن شراب مداومت ورزيده يا بر انجام گناه اصرار ورزيده است... .(2)

پرسشى كه با مطالعه روايت‌هاى بالا به ذهن خطور مى‏كند اين است كه چرا با اين كه در بسيارى از روايات تصريح شده كه تعيين زمان مرگ مردمان و تقسيم روزى آنها در شب قدر و در ماه مبارك رمضان صورت مى‏گيرد، در دو روايت ياد شده شب نيمه شعبان به عنوان زمان تقدير امور مزبور ذكر شده است؟

مرحوم سيّد بن طاووس (م 664 ق.) در پاسخ پرسش ياد شده مى‏گويد:

شايد مراد روايات مزبور اين باشد كه تعيين زمان مرگ و تقسيم‏روزى به صورتى كه احتمال محو و اثبات آن وجود دارد، در شب نيمه شعبان صورت مى‏گيرد، اما تعيين حتمى زمان مرگ و يا تقسيم حتمى روزي‌ها در شب قدر انجام مى‏شود. و شايد مراد آنها اين باشد كه در شب نيمه شعبان امور مزبور در لوح محفوظ تعيين و تقسيم مى‏شوند، ولى تعيين و تقسيم آنها در ميان بندگان در شب قدر واقع مى‏شود. اين احتمال هم وجود دارد كه تعيين و تقسيم امور ياد شده در شب قدر و شب نيمه شعبان صورت گيرد، به اين معنا كه در شب نيمه شعبان وعده به تعيين و تقسيم امور مزبور در شب قدر داده مى‏شود. به عبارت ديگر امورى كه در شب قدر تعيين و تقسيم مى‏گردند، در شب نيمه شعبان به آنها وعده داده مى‏شود. همچنان كه اگر پادشاهى در شب نيمه شعبان به شخصى وعده دهد كه در شب قدر مالى را به او مى‏بخشد، در مورد هر دو شب اين تعبير صحيح خواهد بود كه بگوييم مال در آن شب از آن حضرت چنين بخشيده شده است.(3)

كميل بن زياد از ياران امام على عليه‏السّلام چنين روايت مى‏كند كه:

در مسجد بصره در نزد مولايم اميرالمؤمنين نشسته بودم و گروهى از ياران آن حضرت نيز حضور داشتند، در اين ميان يكى از ايشان پرسيد: معناى اين سخن خداوند كه: «فيها يفرق كل أمر حكيم»(4) ؛ در آن شب هر امرى با حكمت معين و ممتاز مى‏گردد، چيست؟ حضرت فرمودند:

«قسم به كسى كه جان على در دست اوست همه امور نيك و بدى كه بر بندگان جارى مى‏شود، از شب نيمه شعبان تا پايان سال، در اين شب تقسيم مى‏شود. هيچ بنده‏اى نيست كه اين شب را احياء دارد و در آن دعاى خصر بخواند، مگر آن كه دعاى او اجابت شود.» پس از آن كه امام از ما جدا شد، شبانه به منزلش رفتم. امام پرسيد: چه شده است اى كميل؟ گفتم اى اميرمؤمنان آمده‏ام تا دعاى خصر را به من بياموزى، فرمود:

بنشين اى كميل! هنگامى كه اين دعا را حفظ كردى خدا را در هر شب جمعه، يا در هر ماه يك شب، يا يك بار در سال يا حداقل يك بار در طول عمرت، با آن بخوان، كه خدا تو را يارى و كفايت مى‏كند و تو را روزى مى‏دهد، و از آمرزش او برخوردار مى‏شوى، اى كميل! به خاطر زمان طولانى كه تو با ما همراه بوده‏اى بر ما لازم است كه درخواست تو را به بهترين شكل پاسخ دهيم، آنگاه دعا را چنين انشاء فرمود... (5)

شايان ذكر است كه اين دعا همان دعايى است كه امروزه آن را با نام «دعاى كميل» مى‏شناسيم.

اميرمؤمنان على عليه‏السّلام، در روايتى ديگر در فضيلت شب نيمه شعبان چنين مى‏گويد:

در شگفتم از كسى كه چهار شب از سال را به بيهودگى بگذراند: شب عيد فطر، شب عيد قربان، شب نيمه شعبان و اولين شب از ماه رجب... .(6)

از امام صادق عليه‏السّلام روايت شده كه پدر بزرگوارشان در پاسخ كسى كه از فضيلت شب نيمه شعبان از ايشان پرسيده بود فرمودند:

اين شب برترين شب‌ها بعد از شب قدر است، خداوند در اين شب فضلش را بر بندگان جارى مى‏سازد و از منّت خويش گناهان آنان را مى‏بخشد، پس تلاش كنيد كه در اين شب به خدا نزديك شويد. همانا اين شب، شبى است كه خداوند به وجود خود سوگند ياد كرده كه در آن درخواست كننده‏اى را، مادام كه درخواست گناه نداشته باشد، از درگاه خود نراند. اين شب، شبى است كه خداوند آن را براى ما خاندان قرار داده است، همچنان كه شب قدر را براى پيامبر ما قرار داده است. پس بر دعا و ثناى بر خداوند تعالى بكوشيد، كه هر كس در اين شب صد مرتبه خداوند را تسبيح گويد، صد مرتبه حمدش را بر زبان جارى سازد، صد مرتبه زبان به تكبيرش گشايد و صد مرتبه ذكر يگانگى (لا اله الا اللّه) او را به زبان آورد، خداوند از سر فضل و احسانى كه بر بندگانش دارد، همه گناهانى را كه او انجام داده بيامرزد و درخواست‌هاى دنيوى و اخروى او را برآورده سازد، چه درخواست‌هايى كه بر خداوند اظهار كرده و چه درخواست‌هايى كه اظهار نكرده و خداوند با علم خود بر آنها واقف است... .(7)

آنچه ذكر شد بخشى از روايات فراوانى است كه در فضيلت شب و روز نيمه شعبان وارد شده‏اند( 8) ، امّا بايد دانست شرافت اين شب خجسته، علاوه بر همه آنچه كه بيان شد، به اعتبار مولود مباركى است كه در اين شب قدم به عرصه خاك نهاده است. وجود مقدسى كه سالها پيش از تولدش مژده ميلاد او به مسلمانان داده شده بود و شايد همه عظمت اين شب و تكريم و بزرگداشتى كه در كلمات معصومان عليهم‏السّلام از آن شده است به خاطر وجود همين مولود مبارك باشد. چنانكه بزرگانى چون سيّد بن طاووس به اين موضوع اشاره كرده و بر همگان لازم دانسته‏اند كه در اين شب خداى خويش را به سبب منّت بزرگى كه با ميلاد امام عصر عليه‏السّلام بر آنها نهاده سپاس گويند و تا آنجا كه توان دارند شكر اين نعمت الهى را به جاى آورند.(9)

در يكى از دعاهايى كه در شب نيمه شعبان وارد شده است چنين ميخوانيم:

اللّهم بحقّ ليلتنا هذه و مولودها و حجّتك و موعودها الّتى قرنتَ إلى فضلها فضلاً فتمّت كلمتك صدقا و عدلاً لامبدلّ لكلماتك... (10) ؛ بار خدايا تو را مى‏خوانيم به حق اين شب و مولود آن، و به حق حجّتت و موعود اين شب، كه فضيلتى ديگر بر فضيلت آن افزودى و سخن تو از روى راستى و عدالت به حدّ كمال رسيده و هيچ كس را ياراى تبديل و تغيير سخنان تو نيست.

مطابق روايت‌هاى بسيارى كه شيعه و اهل تسنن آنها را نقل كرده‏اند ميلاد خجسته امام عصر عليه‏السّلام، در شب نيمه شعبان سال 255 ق. واقع شده و باعث مزيد فضيلت اين شب مبارك گشته است.(11)

اميدواريم كه خداوند به بركت مولود با عظمت شب نيمه شعبان به همه ما توفيق درك فضيلت‏هاى اين شب خجسته را عطا فرمايد و همه ما را از زمره ياوران و خدمتگزاران مولود اين شب قرار دهد.

پى‏نوشت‌ها:

1 . ابن طاووس، على بن موسى، أقبال الأعمال، ص 212/ المجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، ج98، ص413.
2 . ابن طاووس، على بن موسى، همان، صص217-216.
3 . همان، ص214.
4 . سوره دخان (44) آيه 4. لازم به توضيح است كه غالب مفسران آيه ياد شده را ناظر به شب قدر دانسته‏اند. ر.ك: الطباطبايى، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، ج18، ص130.
5 . ابن طاووس، على بن موسى، همان، ص220.
6 . المجلسى، محمدباقر، همان، ج94 ص87، ح12.
7 . ابن طاووس، على بن موسى، همان، ص209/ المجلسى، محمد باقر، همان، ج94، ص85، ح5؛ الصدوق، محمد بن على بن الحسين، همان ج2، ص424، ح1.
8 .براى مطالعه بيشتر در اين زمينه ر.ك: ابن طاووس، على بن موسى، همان، صص237-207؛ المجلسى، محمد باقر، همان.
9 . ابن طاووس، على بن موسى، همان، ص218.
10.همان، ص219.
11.ر.ك: الكلينى، محمد بن يعقوب، الكافى، ج1، ص514/ الصدوق، محمد بن على بن الحسين، كمال الدين و تمام النعمة، ج2، ص432/ شبراوى، عبدالله بن محمد، الأتّحاف بحبّ الأشراف، ص179/ ابن صبّاغ المالكى، نورالدين على بن محمد، الفصول المهمّة فى معرفة الأئمّة، ص310.
منبع:
مجله موعود، شماره 47