صفحه اصلى
  زندگى نامه
  تاليفات
  دروس
  پيام ها
  مصاحبه ها
  سخنرانى ها
  ديدارها
  آلبوم تصاوير
  خاطرات
  سولات برگزيده
  پايگاه هاى مرتبط
  مناسبتها
  
  ارتباط با ما

ورود كاروان ابا عبدالله الحسين(عليه السلام) به سرزمين كربلا


پس از آن كه والى مدينه، امام حسين(عليه‌السلام) را براى بيعت با يزيد تحت فشار قرار داد، آن حضرت به مكه رفت و پس از مدتى، در روز ترويه(هشتم ذى‌الحجّة) سال 60 قمرى از مكه‌ى معظمه به سوى عراق مهاجرت فرمود.
در اوايل ماه محرم سال 61 قمرى، لشكريان عبيدالله بن زياد به فرماندهى حرّ بن يزيد رياحى با آن حضرت مواجه شده و مانع پيش روى آن حضرت به سوى كوفه شدند.
گر چه حر بن يزيد مأموريت داشت با امام حسين(عليه‌السلام) برخورد شديد نمايد، و ليكن رفتار وى با امام(ع) بر رفق و مدارا بود، از اين رو حرّ و لشكريانش در نماز جماعت امام حسين(عليه‌السلام) شركت مى‌كردند و به خطبه‌هاى دلنشين وى گوش جان مى‌سپردند و اين دو سپاه چند روز بدون هيچگونه مشكلى در كنار هم بودند.
اما عبيدالله بن زياد كه در جنگ با اباعبدالله الحسين(ع) اصرار فراوان داشت، نامه‌اى به حر بن يزيد نوشت و وى را مأمور سختگيرى بر امام حسين(ع) نمود.
حر بن يزيد نيز طبق فرمان، راه را بر امام حسين(عليه‌السلام) و يارانش مسدود نمود و آنان را به سوى منطقه‌ى خشك و بى حاصلى به نام كربلا هدايت كرد و در آنجا آنان را در محاصره‌ى خويش قرار داد.
وقتي قافله‌ى امام حسين(عليه‌السلام) به سرزمين كربلا رسيدند، آن حضرت پرسيد: اين زمين چه نام دارد؟
عرض كردند: «كربلا».
آن حضرت تا نام كربلا را شنيد، فرمود: «اللّهم إنّى أعوذ بك من الكرب والبلاء»، سپس فرمود: اين، موضع كرب و بلا و محل محنت و عنا است. فرود آييد كه اينجا منزل و محل خيمه‌هاى ماست و اين زمين، جاى ريختن خون ماست و در اين مكان قبرهاى ما واقع خواهد شد.
جدّم رسول خدا(صلى‌الله‌عليه‌وآله) مرا به اين امور خبر داد.
به ناچار، آن حضرت و اصحاب و يارانش در روز پنج شنبه، دوم محرم الحرام، سال 61 قمرى در آن سرزمين فرود آمدند و حر بن يزيد نيز با سپاهيانش در مقابل آن حضرت، خيمه زدند.